محمد جواد مغنية ( مترجم : مصطفى زمانى )
50
شيعه و زمامداران خودسر ( فارسى )
كشته شد و حسن بصرى ( متوفى 110 ه ) بگويد : « فرمانبردارى شاهان بنى - اميه هرچند ظلم كنند لازم است . . . به خدا سوگند كه اصلاحات آنان بيش از مفاسد آنان بود . . . » و سلاطين بنى عباس از اين نوع روحانىنمايان بيش از اندازه در اختيار داشتند ! ( در مقابل دينفروشى اين عده ) رهبران عالى شيعه و دانشمندان و شعراء آنان عليه حكومتهاى استبدادى قيام نموده و از همكارى با آنان كنارهگيرى كرده و مىنمايند چون عقيده شيعه با انقلاب عليه باطل و كشته شدن در راه حق آميخته است . جاى ترديد نيست كه حكومتهاى استبدادى اين عقيده را فراموش نكرده و شيعيان را كشته و بانواع مشقتها دچار نموده و تبعيد مينمايند . سپس بجستجوى روحانىنمايان رفته و دين آنان را خريده و تصميم مىگيرند ، عدهاى از مؤمنينى كه اخلاص به خدا و رسول و اهل بيت او دارند كشته شوند ، و اين دينفروشان اينكشتار را تبريك گفته و به صورت شرعى درآورند . روزنامهنگاران و استبداد جاى تعجب نيست كه روحانىنمايان دين خود را بشيطان بفروشند . و در كتابهاى خود كفر شيعه را ثابت نموده و آنان را خارج از دين بدانند زيرا اين عمل اغلب روزنامهنگاران عصر ماست . كه پول ميگيرند و بنفع صاحبان ثروت و استعمار همانند نويسندگان عصرهاى مختلف كه بنفع حكومتهاى استبدادى مىنوشتند سخن گفته و يا مىنويسند . اين عمل تازگى ندارد ، مطلب تازه اين است ، كه نويسندهاى بسخن آن روحانىنمايان اعتماد كرده و فكر كند سخن آنان وحى منزل است . بسيارى از كتابهاى تاريخى بايد بررسى شود ، و از خرافات و دروغ پاك گردد ، خصوصا كتابهائيكه متعرض حال فرقهها و مذاهب مختلف گرديده ، بايد مطالعه شود ، و درك شود كه روحانىنمايان سابق همانند روزنامهنگاران عصر ما داراى هوى و هوس و هدفهاى مادى بودهاند . بنابراين وقتى يك كتاب جنبه تاريخى پيدا كرد سبب نميشود ، كه بگوئيم گفتار آن وحى منزل است ، يا دليلى است ، مؤيد دليل ديگر . از آنچه ذكر شد بايد يك نتيجه گرفت ، و آن اينكه نويسنده موقعى كه ميخواهد دربارهء طائفهاى از طوائف اسلام بحث كند ، بايد بمصادر و مدارك صحيح همان طائفه مراجعه نموده و آنانرا بكتابهاى خودشان بشناسد .